تبليغاتX
.
.
.
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
Powered By :JustPersian

FreeCod Fall Hafez

اخبار
اسفندگان، روز عشاق ایرانی
اسفندگان، روز عشاق ایرانی

به اعتقاد برخی اسطوره شناسان همچون "فریدون جنیدی"  جشن اسفندگان كه روز بزرگداشت مقام زن وعشق شناخته می شود، با جشنی غربی و غیر ایرانی به نام ولنتاین جایگزین شده است.

خبرگزاری میراث فرهنگی_فرهنگ وهنر_روز پنجم اسفند مطابق با تقویم ایرانی  روز جشن "اسفندگان" شناخته می شود. روزی كه از آن مقام زن به عنوان مظهر ونماد عشق واقعی شناخته می شود.
ایرانیان باستان این روز را  به زنان اختصاص می دادند و جایگاه زن ، كه مظهر عشق  ومهر مادری است، را گرامی می دارند. در حالی كه به اعتقاد برخی اسطوره شناسان همچون "فریدون جنیدی" این جشن ملی وآیینی با جشنی غربی و غیر ایرانی به نام ولنتاین جایگزین شده است.
 در خصوص تاریخچه و مبداء ولنتاین اختلاف نظر وجود داشته تا جایی كه ولنتاین با افسانه در آمیخته است، اسطوره شناسانی همچون جنیدی مبدا این جشن كه به نام "روز عشق" نامیده می شود، همین جشن اسفنگان است.

واژه فارسی اسفند یا سپندارمذ، از واژه پهلوی «سپندارمد» و اوستایی «سپَـنتَـه‌آرمَـئیتی»، گرفته شده است. اصل این نام همانا «آرمئیتی» است كه واژه سپنته/سپند برای احترام و گرامیداشت بیشتر، به آن افزوده شده است. معمولاً سپنته‌آرمئیتی را به معنای «فروتنی و آرامی پاك و مقدس» می‌دانند، اما برخی از پژوهشگران این معنا را نمی‌پذیرند.

ل. مولتون در Early Zoroasrianism آنرا در اصل «آرا ماتا» به معنای «مادر زمین» می‌داند كه با واژه سانسكریت و ودایی «اَرامتی» به معنای «زمین» اینهمانی دارد. این نامگذاری در متن پهلوی «زند وهومن یسن» نیز بكار گرفته شده است و در زبان و فرهنگ ارمنیان ایرانی تداول دارد. آنان او را با نام «سپندارمت» می‌شناسند و او را «ایزدبانوی باروری» می‌دانند. گویا ایزدبانوی میاندورودی به نام «سَـرپانیتو» یا «اِروئا» كه همسر «مردوك» خدای بزرگ دانسته می‌شده، خاستگاهی مشترك با سپندارمذ داشته‌ است. چرا كه اِروئا، ایزدبانوی زایش بوده و حتی معنای واژه آن نیز «باروری» بوده است. در میاندورورد باستان و پس از كوچ «كاسیان» آریایی به آنجا، آیینی به نام «هَـشادو» در اجرای نمادین وصلت مردوك و اِروئا، و دیگر مناسك مربوط به «ازدواج مقدس» برگزار می‌شده است. در هر حال، حتی اگر آرمئیتی نه به معنای آرامی و فروتنی، كه به معنای مادر زمین بوده باشد؛ نباید پیوند و ارتباط‌های «آرامی» و «آغوش مادری» را حتی دستكم به شكل شباهت واژگان آن در زبان‌های هندوآریایی از یاد ببریم.

بنابر این، واژه «آرمئیتی» به تنهایی و یا به شكل «سپنته‌آرمئیتی» در آغاز، نام یا پاژنام «زمین» و به ویژه «زمین بارور» و یا «مادر زمین» بوده، و بعدها به فرشته یا ایزد پشتیبان زمین اطلاق می‌شود. در «گاتها» زرتشت (سرود 45، بند 4)، او دختر اهورامزدا دانسته می‌شود و پس از آن «سپندارمذ» به پیكر یكی از امشاسپندان یا یاران اهورامزدا در می‌آید.

از آنجا كه در باورهای كهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورش‌دهنده می‌دانسته‌اند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده می‌شده‌اند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض می‌كرده‌اند و از همین خاستگاه است كه عبارت‌های زیبا و دل‌انگیز «مام میهن» و «سرزمین مادری» بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه كه زمین را زن یا مادر می‌دانسته‌اند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار می‌آورده‌اند و تركیب‌های «مادرزمین» و «پدرآسمان» از همین جا برخاسته‌اند. بی‌گمان آنان شباهت‌ها و پیوندهایی بین زن و مرد از یك سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس می‌كرده‌اند. همچنین این را نیز می‌دانیم كه در باورهای ایرانی، نسل بشر یا نخستین زن و مرد جهان، به نام «مشی و مشیانه» از ریشه دوگانه گیاهی به نام «مهرگیاه» در دل زمین بوجود آمده و آفریده شده‌اند و در واقع زمین یا سپندارمذ، مادر نسل بشری دانسته می‌شده است.

كاركردهای آرمئیتی یا سپندارمذ در فرهنگ و ادبیات ایرانی بسیار فراوان و گسترده است. در «گاتها»ی زرتشت، هجده بار از او یاد شده است و زرتشت بارها او را برای زندگی پاك، برای آرامش‌بخشی به كشتزاران، چراگاه‌ها و جانوران، و برای پیدایی یك فرمانروای نیك، به یاری فرا می‌خواند. در اساطیر ایرانی، او بود كه پیشنهاد و فرمان ساختن تیروكمانی برای آرش كمانگیر را به منوچهرشاه داد تا گستره و آغوشش را برای فرزندان خود، فراخناك‌تر كند. متن پهلوی «صددر بندهش» او را یاری‌رسان نویسندگان، به عنوان پدیدآورندگان فكر و اندیشه می‌داند. پلوتارك نقل می‌كند كه اردشیر دوم- پادشاه هخامنشی- بهبودی همسرش آتوسا را از سپندارمذ طلب می‌كند و او به یاری آنان می‌شتابد. سراسر اوستا و به ویژه «فروردین یشت» و یسنای 38، آكنده از سخنانی در ستایش و گرامیداشت زمین و زن است.

از آنجا كه در باورهای كهن، زمین را نیز مانند زنان، بارور، زاینده و پرورش‌دهنده می‌دانسته‌اند و همه موجودات بر پهنه او و در پناه و آغوش او پروریده می‌شده‌اند، جنسیت او را نیز «مادینه» فرض می‌كرده‌اند و از همین خاستگاه است كه عبارت‌های زیبا و دل‌انگیز «مام میهن» و «سرزمین مادری» بوجود آمده و فراگیر شده است. پیشینیان ما، همانگونه كه زمین را زن یا مادر می‌دانسته‌اند، آسمان را نیز مرد یا پدر بشمار می‌آورده‌اند و تركیب‌های «مادرزمین» و «پدرآسمان» از همین جا برخاسته‌اند. بی‌گمان آنان شباهت‌ها و پیوندهایی بین زن و مرد از یك سو، با زمین و آسمان، و بارندگی و رویش گیاهان، از سوی دیگر احساس می‌كرده‌اند. همچنین این را نیز می‌دانیم كه در باورهای ایرانی، نسل بشر یا نخستین زن و مرد جهان، به نام «مشی و مشیانه» از ریشه دوگانه گیاهی به نام «مهرگیاه» در دل زمین بوجود آمده و آفریده شده‌اند و در واقع زمین یا سپندارمذ، مادر نسل بشری دانسته می‌شده است.

نامگذاری آخرین ماه فصل زمستان بنام اسفند یا سپندارمذ نیز از همین ویژگی باروری و زایندگی زمین سرچشمه گرفته است. چرا كه در همین ماه، نخستین جوانه‌ها از خاك سربرمی‌زند و زایش دوباره زمین را نوید می‌دهد. از همین رو، مردمان ایرانی این ماه و به ویژه روز پنجم آن كه با نام ماه همانند است (یعنی اسفندروز از اسفندماه یا سپندارمذروز از سپندارمذماه) را روز گرامیداشت بانوان می‌دانسته‌اند و در این روز، مردان آیین‌هایی برای همسران خود برگزار می‌كرده و هدیه‌هایی به او می‌داده‌اند كه متأسفانه آگاهی بیشتری از این مراسم در دست نیست. همچنین بخاطر آغاز فصل رویش و زراعت، از این روز با نام «جشن برزگران» كه خود همیاران سپندارمذ در سبزاندن و باروری زمین هستند، یاد شده است. منابع موجود نشان می‌دهد كه جشن اسفندگان، مانند بسیاری از دیگر جشن‌ها و آیین‌های ایرانی در انحصار هیچیك از اقوام یا ادیان ایرانی نیست و به تمامی از پدیده‌‌های طبیعت و روابط انسانی برگرفته شده است.

برخی ازماه های زرتشتی ایزدان یا ایزدبانوان خاصی دارند." سپندارمذ" فرشته و ایزد بانوی اسفند ماه است. سپندارمذ در عالم معنوی مظهر محبت‘بردباری و تواضع اهورامزدا است و روی زمین ، فرشته موكل بر زمین و زنهای درستكار و عفیف و شوهردوست است. به این سبب او را مونث و دختر اهورامزدا دانسته اند. او موظف است زمین را خرم و آباد و پاك و بارور نگاه دارد. به این جهت هر كس به كشت و كار و آبادانی بپردازد ‘خشنودی سپندارمذ را فراهم كرده است. در اساطیر آمده است كه این فرشته بود كه برای "آرش "تیر حاضر كرد و وی را امر كرد كه برای تعیین مرز ایران و توران كمانی برگزیند.گفته می شود در گذشته ، اسفند ماه و بویژه این روز ، روز عید زنان بوده است و مردان به زنان بخشش می کردند. سپندارمذ كه واژه اوستایی آن "سپنتا آرمیتی" است به معنای تواضع مقدس است و فرشته سپندارمذ در عالم معنوی ، مظهر عشق و تواضع و فروتنی و در عالم مادی، نگهبان زمین است.
از ابوریحان بیرونی نقل است كه روز اسفندگان در ایران باستان روز زن بوده و در زمانهای گذشته در این روز زنان كار خانه را تعطیل می‌كردند واداره امور منزل بر عهده مردان بود. به همین جهت این روز را «جشن مزدگیران » می گفتند و مردان به زنان مزد یا هدیه می دادند. 
«كتایون مزداپور» دكترای زبان و ادبیات باستانی در باره سپندارمذ معتقد است: چند هزار سال قبل از میلاد، مادرخدایی وجود داشت كه حامی زمین خوانده می شد.سپندارمذ شكل جدیدی از آن مادر خداست. اسفندگان در فرهنگ زرتشتی یعنی روزی كه متعلق به این فرشته است و این روز به نام روز "زن" در كتاب ابوریحان بیرونی هم آمده است.
امروزه این جشن هنوز هم با نام «اسفندی» در بسیاری از نواحی مركزی ایران، همچون اقلید، كاشان و محلات برگزار می‌شود و زنان در این روز، برای خوشنودی ایزدبانوی پشتیبان باروری خود، آشی نیز می‌پزند كه بنام همین جشن، «آش اسفندی» نامیده می‌شود. این آیین در روستاهای پیرامون كاشان، همچون نَـشَـلج، اِستَـرك و نیاسر، در نخستین روز اسفندماه برگزار می‌شود. مری بویس (در تاریخ كیش زرتشتی، جلد یكم) گزارش می‌كند كه تا مدتی پیش در روز اسفندگان، زرتشتیان كرمان به صحرا می‌رفته و تعداد بی‌شماری از حشرات و پرندگانی كه از نظر آنان آسیب‌رسان دانسته می‌شده‌اند را می‌كشته‌اند.

با توجه به منابع موجود دانسته می‌شود كه اسفندگان روز گرامیداشت زمین بارور و همتای انسانی آن یعنی بانوان بوده است و نه روز زن به مفهوم مطلق و امروزی آن. به عبارت دیگر منظور از زن، همسر است و نه جنسیت آن. بیرونی نیز در نقل آیین‌های جشن، از زن به عنوان همسر یاد می‌كند و جنسیت زن را در نظر ندارد. آیین‌هایی نیز كه امروزه در بسیاری از نقاط دور و نزدیك میهن برگزار می‌شود، همگی در پیوند با روابط عاطفی و مهر‌آمیز همسران است و ارتباطی با جنسیت زنانه ندارد.

این مطلب از مقاله آقای رضا مرادی غیاث آبادی به نام :ولنتاین وارث جشن اسفندگان برگرفته شده است.


[ ]
+

قالب این وبلاگ توسط گروه شب پر طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!